X
تبلیغات
رایتل
دل گفته های ناناز
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1384
رکاب لاله

بر بلندای سپیده با اهورا جار میزد

عشق را با ریسمان صبح ،شب را دار می زد

آسمانی از ستاره چیدم از لبخند هایش

مهربانی را چه زیبا بر درو دیوار می زد

از همان روزی که بستم بر نگاهش آرزویم

نسخه رسوایی ام در کوچه بازار می زد

آمد آن لبخنده ی خورشید ناز آلود و عاشق

در رکاب لاله طرحی تازه از رخسار می زد

چشم های ما مسافر می شد و مقصد تو بودی

آفتاب ساحل نازت چه زیبا تار می زد

در پناه نقشه ی آرام چشمت آرمیدم

ای که مهتاب نگاهت طعنه بر اعصار می زد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 105706


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها