X
تبلیغات
رایتل
دل گفته های ناناز
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1384
غربت عشق

من اینجا در میان تارو پود درد ؛زندانم

کدامین دست ها یک دم رهایم می کند امشب

از این ویران سرای وحشت و غربت، نمی دانم؟

بیا و تازه کن ما را تو با عطر نفس هایت

بهار ای آخرین عابد،دگر پو سیده ایمانم

بهارم باش و سبزم کن، به باران نگاهت گرم

که من عمری اسیر غربت سرد زمستانم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 105706


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها