X
تبلیغات
رایتل
دل گفته های ناناز
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1384
سفر گل

امروز موج نگاهم به گل نشست

قلب شکسته دوباره زنو شکست

این گل قصیده تلخت زسروسرود

زنجیر صبرو قرارم عنان گسست

در خاطرم گل یادت شکوفه زد

چون لاله سرزدودر کنج دل نشست

با سرگذشت دلت آشنا شدم

از سرنوشت غمت آنچه بود وهست

این لاله هدیه بیهوده ای نبود

سوغات سوز دلت بود و عقل مست

مستی تو دل من بی قرار کرد

اقرار عشق تو آسان به دل نشست

چون بنده ای به نماز وصال تو

نیت نمودم وتسبیح تو به دست

شاهین میل من از کهکشان گذشت

غافل! کبوتر عشق از قفس برست

در گیرودار حوادث اجل رسید

تقدیر وجبر زمانه کمر ببست

بی همسفر به سفر رفته ای! چرا؟

در کوی وشهر شماهمسفر بد است؟

کشتی دل به سفر آشنا نبود

آمد به بحر تو اما به گل نشست

در قلب خسته من جای تو تهی است

تیر فراق تو در دل نشسته است

بر روی چهره من خنده گم شده

چشمم ز ماتم تو همچنان تر است

نازنین دوباره به گل لحظه ای نگر

قلبت ببر و برون کن زخار وخست


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 105681


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها