X
تبلیغات
رایتل
دل گفته های ناناز
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1384
کاش می دانستی

کاش می دانستی

چه قدر چشم به راهت هستم

تا بیایی و مرا

دست در دست نسیم

تو به مهمانی فردا ببری

ای که احساسم را

تا فراسوی افق می خوانی

پس چرا تنگ بلورین مرا

از لب طاقچه مهر و وفا می رانی

بازهم در تب مهتاب دگر می سوزم

بی تو در تنهایی" کلبه می سازم

باز دل می بازم

شب " شب مهتاب است

چشم مه در خواب است

ومن اینجا نگران

که مبادا مهتاب" درد پنهان مرا با کس دیگر گوید

ومن اینجا تنها" اشک غم می ریزم

کاش می دانستی کاش. که من

دختر گمشده ی پاییزم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 105706


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها